Mittwoch, 12. November 2008

زنده باد بى خدایى



 خدا افسانه است و آینده بشریت در دستهاى خود اوست. انسانها نه مخلوق خدا که جزیى از طبیعت اند و در آن رشد و تکامل یافته اند. معنى و مفهوم حیات و زندگى را انسان آفریده است. انسان با کار و عملش و با تعقلش، حیات زمینى و زندگى را خلق مى کند. خدا نیروى موهومى است که قدرت و عظمت آن به اندازه مجهولات و ناتوانیها و جهل بشر است. گویا خدا آفریننده و ماورا و مافوق انسان و طبیعت، و قادر و عالم بر همه چیز است، اما شناخت عقلایى بشر تماما به انکار آن حکم مى کند.
بى خدایان بجاى پرستش خدا، انسان همنوعشان را دوست دارند. بى خدایان براى امید، زندگى و آینده تلاش و تقلا مى کنند و خدا و کشیش و آخوند و خاخام ذلت و عجز بشر و فرار بسوى مرگ را تبلیغ مى کنند. بهشت انسانها باید در همین دنیاى فعلى و زندگى جارى ساخته شود و همه مردم باید از زندگیشان لذت و بهره ببرند. انسان یکبار زندگى مى کند و باید زندگیش را با تصمیم خودش و با سربلندى و لذت و خوشى سپرى کند. بجاى کلیسا و مسجد و کنیسه باید مدرسه، پارک و تفریحگاه و مهد کودک ساخت. در همین جهان و همین زندگى جارى باید خوش بود و زندگى کرد.
دین ضد علم است و دگم هاى مذهبى را با هیچ ترتیبى و از طریق هیچ متد علمى نمى توان ثابت کرد. دین دشمن علم است. آخوند و خاخام و کشیش با اشاعه جهالت و کوردلى در بین مردم، زندگیشان را مى گذرانند و خود جاهل ترین و بى شعور ترین افراد روى زمین اند. با اینحال از برکت دین از ثمره زندگى بقیه مردم استفاده مى کنند و فربه و پروار مى شوند! طبقات دارا و دولتشان، کلیساها و مساجد و کنیسه ها را از پرداخت مالیات معاف کرده و مردم را وادار مى کنند مالیات بیشترى بپردازند. آخوند و کشیش و خاخام باید مثل همه کار کنند و از آنها براى هر یک شاهى ثمره دسترنج مردم باید حسابرسى شود، باید مالیات بدهند و در تلاش عمومى و زندگى اجتماعى شرکت کنند.
کلیسا، مسجد و کنیسه به مردم دیکته مى کنند (البته بعد از رسانه ها) که چه بخورند، کى بخورند، چه بخوانند و چه چیزى را مجازند در تلویزیون و سینما ببینند یا نبینند. اینها قوانین ازدواج، طلاق، رابطه زن و مرد و مسائل جنسى را تعیین و به مردم حکم مى کنند. اینها مانع آموزش جنسى و گسترش دانش جنسى مردم و توزیع وسایل جلوگیرى از باردارى مى شوند. ازدواج و طلاق و روابط جنسى مردم و قوانین مربوط به آنها باید براساس تمایلات و نیازهاى مردم و تامین حداکثر رفاه، شکوفایى و برابرى آنها تعیین شوند و دست کلیسا و کنیسه و مسجد و معبد باید بکلى از تصمیم گیرى در این موارد کوتاه شود. بشر باید حداکثر آگاهى و دسترسى به اطلاعات مربوط به پروسه هاى فیزیکى و سکس و مسائل جنسى را داشته باشد و کنترل خدا بر این زمینه ها را کنار بزند.
خاخام ها و یهودیان مومن روزانه چند بار خدایشان را شکر مى کنند که آنها را زن خلق نکرده است. کشیشان و کاردینالها با وجود لگامى که مردم به آنها زده اند هنوز هم به حقوق اولیه زنان و کودکان دست درازى مى کنند، حجت الاسلام ها را هم همه مردم در بیست و چند سال گذشته دیده اند. زنان و کودکان بیشتر از همه از بى خدایى و خشک کردن ریشه خدا و مذهب و کلیسا، مسجد و خاخام و معبد نفع مى برند و واقعا از شر خدا و مذهب و مشیت الهى خلاص مى شوند.
اگر ردپاى خدا و تعالیم ضد زن، ضد علم و ضد زندگى و شکوفایى بشر از سیستم آموزش و پرورش و کتابهاى درسى پاک نشود، خرافات و تبعیض در زندگى مردم تولید و بازتولید مى شود.
اگر دست خدا و نمایندگان آن از دولت و نهادهاى تصمیم گیرنده قطع نشود، باز هم جهل و قساوت الهى بر سر مردم حاکم خواهد ماند.
اگر خرافات و احکام عتیقه اسلام، مسیحیت و یهودیت و .. با بحثهاى علمى، افشاگرانه و قانع کننده جواب نگیرد، باز هم خدا اما این بار در چهاردیوارى خانه هاى مردم، آنها را تحمیق و خرفت مى کند.
با خدا و دین نه فقط بعنوان "افیون توده ها"، "روح جهان بى روح ما" و "مخلوق انسان در تنگنا افتاده"، بلکه بعنوان یک دستگاه تمام عیار آدمکشى و قساوت و خونریزى باید درافتاد و مغلوبش کرد. بشر فقط با رهایى از شر قدرت سیاسى نمایندگان خدا در روى زمین، با کوتاه کردن نفوذ آنها در زندگى اجتماعى خود و با ساختن جامعه اى باز، مرفه و آزاد مى تواند ریشه خدا و نفوذ کلیسا و مسجد و کنیسه را خشک کند.
اگر جهل نسبت به طبیعت و ضعف در برابر قدرت قهار آن، خدایان را خلق کرد، رفاه مادى و برابرى انسانها و آگاهى آنها، قدرت قاهر خدا و خدایان را نابود مى کند. اگر ناتوانى انسان در مقابل فقر و بیکارى و ناامنى اجتماعى خدایان یا خداى واحد را ابقا کرد، برابرى و رفاه انسان و اراده و کنترل او بر زندگى و مقدراتش، خداپرستى و ادیان را به زوال مى کشاند.
راه خلاصى از بن بست کور ایمان دینى، روى آوردن به تلاش و مبارزه براى خلق یک زندگى پر لذت انسانى و بهره گرفتن از زندگى، همین امروز و همین جاست. دین و خداپرستى تا همین حالا زندگى میلیونها انسان را تباه کرده است. اینکه دنیاى امروز با دین اشباع شده درست مانند این است که در خیابانها نفت و بنزین ریخته شده که فقط منتظر کشیدن کبریت است، یا خیابانها با اسلحه هاى آماده شلیک پر شده است. دین مرگبار و کشنده است و بى خدایى یک ضرورت است.
بى خدایى و تلاش براى بالا بردن شان و حقوق زن و مرد و کودک درست در نقطه مقابل خداپرستى و خرافات و بى شخصیتى انسان است. زنده باد بى خدایى! زنده باد بى خدایان ماتریالیست و مارکسیست که مى کوشند با خدا و مذهب در بیفتند و بهشت و زندگى انسانى را در همین دنیاى فعلى بسازند!
ما بى خدایان بجاى پرستیدن خدا، همنوعان خود را دوست داریم. بجاى مذهب آسمانى ما به بهبود زندگى زمینى انسانها، زن و مرد و کودک علاقمندیم. ما بى خدایان بى پایگى خداى ماورا انسان و ماورا طبیعت را جسورانه افشا مى کنیم.
بدون خدا و دین جهان جاى بهترى براى زندگى کردن است!
بدون خدا و دین انسانیت آسوده مى شود!